تبليغاتX
(الماس)diamond

(الماس)diamond

دست نوشته های من

کاش دنیا قد وسعت قلب من و تو بود نه یک وجب خاک

کاش رنگ نمی باخت هرچه بود و نبود

کاش اشک تنها راه سبک شدن بود نه انتقام

 کاش ارتفاع آرزو هایمان اینقدر پایین نبود

کاش می شد هر وقت که از سختی ها لبریز شدیم مرگ را بوسید

نه در انتظار تقدیر ماند و پوسید

تو کجا بودی آنهنگام که لحظه لحظه هایم تو را از ذره ذره ی وجودم صدا می زد تا این ای کاش ها را تو پاسخش باشی؟

و......

و کاش تو بودی

کاش بودی آن وقت ها که بیش از هر زمانی نبودنت عذابم می داد

و حال که آمدی بمان

بمان و

نگذار دوباره جای خالیت حس شود

این بار تنهایی برایم مرگ است!

 

+نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت16:46توسط الهه ی دریایی | |

با عرض ادب و احترام گزارش های هفته ی ۳ و ۴ خدمت استاد گرامی


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387ساعت16:24توسط الهه ی دریایی | |

سپندارمذگان يا روز عشق
بزرگترين حركت فرهنگي سال ايران متمدن
چرا بیگانگان عيدهاي ما را تعيين ميكنند؟

چرا آنها ليلي و مجنون شما را نميشناسند؟

چرا قبل از تاريخ خودتان ميرويد تاريخ ديگران را ميخوانيد؟

چرا فكر ميكنيد اگر روز ولنتاين خارجي ها جشن بگيريد با كلاس ديده ميشويد؟!!

مگر خودتان اراده نداريد؟

چرا آنها با تاريخ شما به معشوقه هاشان هديه نميدهند

واقعا كه.

اينارو ما اول بين دوستامون به خودمون گفتيم و سخت درمانديم در كار خودمان و نادم شديم بسي.بعد راهي چاره مندي گشتيم.بعد قرار شد به تاريخمان رجوع كنيم .

يك دوستي زحمت كشيدند تحقيق كردند و فرمودند آقا 5 اسفند اوستايي يا همان 29 بهمن تقويم امروزي برابر روز سپندارمذگان يا روز عشقه. پس يك حركتي از خود نشان دهيد و حداقل در اين مورد به استقلال فرهنگي برسيد .قربان همگيتان.

عزیزان فرهنگ متمدن ایران زمین فکر همه چی رو کرده . چون ایران از قدیم سرزمین عشق و محبت نام گرفته و همونطور هم که می بینید یه روز خاص برای بزرگداشت این عشق در تقویمش نهاده شده .

اصلا هر كسي موافقه از بچه هاي تبريز ۲۹ بهمن ساعت ۱۲ ظهر بیایند پارک مقبره الشعرا تبریز . بچه هاي شهرهاي ديگر هم يك جايي را تعيين كنند براي خودشان



فلسفه ی دو روز ولینتاین و سپندارمذگان



ولنتاين چيست؟

ولنتاين يا والنتينوس نام کشيکي است رومي که در قرن سوم ميلادي در روم و در دوران فرمانروايي کلوديوس دوم زندگي ميکرد.کلوديوس فرمانروايي سخت گير،بي رحم و قاطع بود و از آنجايي که ازدواج را باعث عدم خوب جنگيدن سربازان رومي مي دانست،ازدواج را براي سربازان قدغن اعلام کرده بود.به خاطر همين سخت گيري کلوديوس کسي در آن زمان جرات جاري کردن عقد و کمک به ازدواج سربازان را نداشت، جزء والنتينوس کشيک.والنتينوس کشيک به خاطر کمک به سربازان براي ازدواج دستگير شده و در زندان خود عاشق دختر زندانبان ميشود....در نهايت والنتينوس به خاطر کمکهايش اعدام شده و جان خود را فداي عشق مي نمايد.و از آن روز ولنتاين به سرفصل تقويم عاشقان تبديل مي شود.

ولي آيا روز عشق و عاشقان ايراني هم ولنتاين است؟

اگر نيم نگاهي به تاريخ باستاني کهن سرزمينمان داشته باشيم ، متوجه خواهيم شد پدران و مادران ما 20قرن از ميلاد مسيح و به عبارتي 23 قرن قبل از تولد ولنتاين در روم ، روز 5اسفند (29 بهمن امروز?) را که سپندارمذگان(اسفندارمذگان) ناميده مي شد ،به عنوان روز عشق و عاشقان جشن ميگرفتند.

حال فلسفه اين روز چيست؟

در دوران ايران باستان ،ايرانيان هر سال را به 12 ماه که هر ماه دقيقا 30 روز بود تقسيم ميکردند.که علاوه بر ماه ها،هر يک از روزهاي ماه نيز داراي اسم مشخص بودند.براي مثال روز اول هر ماه به نام "اهورامزدا" روز خدا ناميده مي شد.روز دوم روز "بهمن" به مفهوم سلامت و انديشه که از صفات خداوندي است ، روز سوم به نام "ارديبهشت" به معناي بهترين پاکي و راستي ، روز چهارم روز"شهريور" روز فرمانروايي و روز پنجم به نام "سپندارمذ" بوده است.سپندارمذ صفت ملي زمين است.يعني گستراننده،فروتن ، مقدس.زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مينگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، مهرگان لقب ميگرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان ميگرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه ميدادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

آري اين عظمت تاريخ ايران است.عظمتي که کمتر ملتي از آن بر خوردار است.ولي افسوس و صد افسوس که وقتي از يک جوان ايراني امروزي مي پرسي روز عشق چه روزي است،باافتخار !! جواب مي دهد:ولنتاين.آري ، اين نشان حقارت و ذلالت ما وارثان ايران هست که بدون توجه به تاريخ پرشکوه خود تاريخ بيگانگان را اسوه و الگوي خود قرار ميدهيم و بر تاريخ چندهزار ساله خود پشت پا ميزنيم.

اينک که دريافتيم روز عشق ما ما روزي غير از ولنتاين غربيان است.بياييد 26 بهمن را فراموش کنيم و بر صفحه 29 بهمن تقويم ايرانيمان بنويسيم درود بر عاشقان ايراني.درود بر سپندارمذ.واژه سپندارمزد در اوستا سپنته آرمئيتي آمده است و به چم ( معني) فروتني و بردباري که خاص مادران است به کار آمده.

از آنجايي که در ايران باستان سال به 12 ماه مساوي تقسيم ميشد و پنج روز انتهاي سال جز ماههاي سال به حساب نميامندند مي توان به اين نتيجه رسيد:

روز سپندارمذگان ،29 بهمن ,روز عشق ايرانيان از هم اکنون بر زيبا دلان خجسته باد.



+نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت21:3توسط الهه ی دریایی | |

با سلام خدمت استاد گرامی  خودم

3گزارش این هفته  و ۳سوال تهیه ی گزارش رو توی ادامه ی مطلب تقدیم شما می کنم


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت1:25توسط الهه ی دریایی | |

لحظه لحظه در ترانه هایم کمرنگ می شوی

و بی آنکه بدانی در دور دست خاطرم گم می شوی

آنکه در کلبه ی دلم  تنها مالک بود

 حال

مسافری غریب به نظر می رسد

او که من می شناختم این ناشناس شکسته درآیینه نبود

همانی باش که بودی

صاحب دلم باش  نه مسافری به شهر دور

+نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت0:43توسط الهه ی دریایی | |

بهانه  پشت بهانه

سکوت پشت سکوت

این همه تعلل برای داشتن زیبا ترین ها عاقلانه نیست

عادلانه هم نیست

برایت عشق می فرستد پس می زنی

بهترین ها را هدیه میکند رد میکنی

سبد سبد لطف بی دریغ فقط و فقط برای تو

تویی که حتی ذره ای از این همه احساس را نمی بینی نثار می کند 

و تو به بهانه ی سنگینی  شانه هایت از کار

و

خستگی هایت از بی خوابی های شبانه فقط سکوت می کنی

و بدون حتی یک کلمه شکر به جای این همه نعمت سر بر بالین می گذاری

و همیشه متوقع تر از گذشته و حال منتظری تا تورا ببیند

دستت را در سخت ترین مصایب زندگیت بگیرد

اما تا به حال اندیشیده ای که چقدر در مقابل این همه لطفی که بی درغ نثارت کرده شاکر بودی

 که همیشه دوست داری یاریت کند؟

تو نماینده ی خوبی هایش در زمینی

آنگونه که شایسته است جلوه کن

خدایا غفلت های گاه گاه و نا آگاهمان را ببخش

و طنین عشقت را همیشه در دیباچه ی قلبمان بیفکن

+نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت14:55توسط الهه ی دریایی | |

سلام به همه ی دوستان گلم

یوهو امتحانا بالاخره تموم شد حالا هی باید دلممون غش و ضعف بره نمره ها چی میشه

اخه بعضی استادا بی انصافی میکنن ,آخرم نفهمیدیم هدفشون چیه؟!

یکی از کتابارو انقدر خوندم که داشت مخم می ترکید اما استاد محترم تا تونسته بود متفاوت از همه ی مین ترماش داده بود

آخه باید چی کار کرد از دست این استادا؟!!!می خواستم همونجا بشینم گریه کنم

دوستای خوبم دعا کنید

ایشالله همه ی دانشجوها نمره های خوب بگیرن و استادا یه تجدید نظر تو mannerاشون بکنن

الههی آمییییییییییین!

+نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت19:5توسط الهه ی دریایی | |

دست هایت را به من بسپار

لحظه لحظه های شادیم را به تو خواهم بخشید

                          و 

             اشکهایت را به مسافر شهر دور می سپارم

لبخند هایت را به من  هدیه کن

      تبسم هایت بهانه ی زیستن است

بودن ,معنا می گیرد

               وقتی که شادی در ضربان وجودت جریان دارد

کاش بال های روشن آسمانیت مرا در حصار خود  می گرفت

                  تا در تک تک  دقیقه هایم پناهی محکم  را حس کنم

                            ای فرشته ی سبک بال من

 

به قلم الهه دریایی

 

+نوشته شده در پنجشنبه 5 دی1387ساعت11:39توسط الهه ی دریایی | |

به توفرصت می دهم برای نا گفته ها.....

برای اقرار هر آنچه در دلت  داری

فرصت فقط بهانه ایست که می خواهی

                         برای آرامش

به خودم فرصت می دهم برای جستجوی باقیمانده ی خیالم

تو همین را می خواستی ,کافیست؟

به احترام تو سکوت میکنم

چشمانت ابری نشوند

                    بهانه ی فرصت

                                 زود می گذرد

بیا با هم بودنمان را فدای تک  ضربه های سرد سنگ به روی دل شیشه ای مان نکنیم

                 شاید بشکند.......

آنگاه هرگز شیشه ی شکسته اش پیوند نخواهد خورد

 

 

به قلم الهه دریایی

+نوشته شده در جمعه 22 آذر1387ساعت21:26توسط الهه ی دریایی | |

کاش می شد در جاده ی زندگی دنده عقب گرفت

کاش خوشی های چند ساله  زیر پای بی رحم زمان نابود نمی شد

گاه اتفاقی تلخ همه ی خاطرات زیبایت را زیر سوال نمی برد

کدامین دست زمانه اینچنین به گناهِ فاصله آلوده است؟

کاش تبری داشتیم  تا مانند خودش بی رحمانه از ریشه جدایش  می کردیم  تا طعم تلخ  فاصله را بچشد!

 

 به قلم الهه ی دریایی

+نوشته شده در جمعه 22 آذر1387ساعت21:19توسط الهه ی دریایی | |