|
کاش دنیا قد وسعت قلب من و تو بود نه یک وجب خاک
کاش رنگ نمی باخت هرچه بود و نبود کاش اشک تنها راه سبک شدن بود نه انتقام کاش ارتفاع آرزو هایمان اینقدر پایین نبود کاش می شد هر وقت که از سختی ها لبریز شدیم مرگ را بوسید نه در انتظار تقدیر ماند و پوسید تو کجا بودی آنهنگام که لحظه لحظه هایم تو را از ذره ذره ی وجودم صدا می زد تا این ای کاش ها را تو پاسخش باشی؟ و...... و کاش تو بودی کاش بودی آن وقت ها که بیش از هر زمانی نبودنت عذابم می داد و حال که آمدی بمان بمان و نگذار دوباره جای خالیت حس شود این بار تنهایی برایم مرگ است!
با عرض ادب و احترام گزارش های هفته ی ۳ و ۴ خدمت استاد گرامی
سپندارمذگان يا روز عشق
با سلام خدمت استاد گرامی خودم 3گزارش این هفته و ۳سوال تهیه ی گزارش رو توی ادامه ی مطلب تقدیم شما می کنم
لحظه لحظه در ترانه هایم کمرنگ می شوی
و بی آنکه بدانی در دور دست خاطرم گم می شوی آنکه در کلبه ی دلم تنها مالک بود حال مسافری غریب به نظر می رسد او که من می شناختم این ناشناس شکسته درآیینه نبود همانی باش که بودی صاحب دلم باش نه مسافری به شهر دور
بهانه پشت بهانه سکوت پشت سکوت این همه تعلل برای داشتن زیبا ترین ها عاقلانه نیست عادلانه هم نیست برایت عشق می فرستد پس می زنی بهترین ها را هدیه میکند رد میکنی سبد سبد لطف بی دریغ فقط و فقط برای تو تویی که حتی ذره ای از این همه احساس را نمی بینی نثار می کند و تو به بهانه ی سنگینی شانه هایت از کار و خستگی هایت از بی خوابی های شبانه فقط سکوت می کنی و بدون حتی یک کلمه شکر به جای این همه نعمت سر بر بالین می گذاری و همیشه متوقع تر از گذشته و حال منتظری تا تورا ببیند دستت را در سخت ترین مصایب زندگیت بگیرد اما تا به حال اندیشیده ای که چقدر در مقابل این همه لطفی که بی درغ نثارت کرده شاکر بودی که همیشه دوست داری یاریت کند؟ تو نماینده ی خوبی هایش در زمینی آنگونه که شایسته است جلوه کن خدایا غفلت های گاه گاه و نا آگاهمان را ببخش و طنین عشقت را همیشه در دیباچه ی قلبمان بیفکن
سلام به همه ی دوستان گلم یوهو امتحانا بالاخره تموم شد حالا هی باید دلممون غش و ضعف بره نمره ها چی میشه اخه بعضی استادا بی انصافی میکنن ,آخرم نفهمیدیم هدفشون چیه؟! یکی از کتابارو انقدر خوندم که داشت مخم می ترکید اما استاد محترم تا تونسته بود متفاوت از همه ی مین ترماش داده بود آخه باید چی کار کرد از دست این استادا؟!!!می خواستم همونجا بشینم گریه کنم دوستای خوبم دعا کنید ایشالله همه ی دانشجوها نمره های خوب بگیرن و استادا یه تجدید نظر تو mannerاشون بکنن الههی آمییییییییییین!
دست هایت را به من بسپار لحظه لحظه های شادیم را به تو خواهم بخشید و اشکهایت را به مسافر شهر دور می سپارم لبخند هایت را به من هدیه کن تبسم هایت بهانه ی زیستن است بودن ,معنا می گیرد وقتی که شادی در ضربان وجودت جریان دارد کاش بال های روشن آسمانیت مرا در حصار خود می گرفت تا در تک تک دقیقه هایم پناهی محکم را حس کنم ای فرشته ی سبک بال من به قلم الهه دریایی
به توفرصت می دهم برای نا گفته ها..... برای اقرار هر آنچه در دلت داری فرصت فقط بهانه ایست که می خواهی برای آرامش به خودم فرصت می دهم برای جستجوی باقیمانده ی خیالم تو همین را می خواستی ,کافیست؟ به احترام تو سکوت میکنم چشمانت ابری نشوند بهانه ی فرصت زود می گذرد بیا با هم بودنمان را فدای تک ضربه های سرد سنگ به روی دل شیشه ای مان نکنیم شاید بشکند....... آنگاه هرگز شیشه ی شکسته اش پیوند نخواهد خورد به قلم الهه دریایی
کاش می شد در جاده ی زندگی دنده عقب گرفت کاش خوشی های چند ساله زیر پای بی رحم زمان نابود نمی شد گاه اتفاقی تلخ همه ی خاطرات زیبایت را زیر سوال نمی برد کدامین دست زمانه اینچنین به گناهِ فاصله آلوده است؟ کاش تبری داشتیم تا مانند خودش بی رحمانه از ریشه جدایش می کردیم تا طعم تلخ فاصله را بچشد! به قلم الهه ی دریایی
|
About![]()
لطفا اسپیکر خود را روشن کنید Archivesشهریور 1388اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Links
کامران نجف زاده |