دوستان گلم
این آخرین حرفیه که توی این وبلاگ می نویسم اونم توی آخرین روز سال ۸۹
گذشته ها و هرچه مربوط به گذشته است پاک کردم ولی دلم نیومد این وبلاگو پاک کنم شاید در آینده بازم شروع به نوشتن کردم تو این سایت اما فعلا دور اینجا رو خط کشیدم
آدرس وبلاگ جدیدمو ۲ اردیبهشت میدم
چون هنوز کاملش نکردم
منتظرتون هستیم (من و.....
حالا بعدا میگم من و کی
سوپرایزه
حتما به اونجا سر بزنید
عشق من همه ی اینا فقط واسه بودن تو ا
همیشه به خاطر داشتنت از خدا ممنونم
اِِ باز من تا اومدم از تو بنویسم زنگ زدی
عجب حسی دار تو
خدایا شکرت بابت همه ی چیزایی که بهم دادی
خدانگهدار
+ نوشته شده در یکشنبه 29 اسفند1389ساعت 19:51  توسط الهه ی دریایی
|
از تکاپوی پر از شور درخت گیلاس
در سحرگاه امید و احساس
پی ِ بشکفتن از آن پیله ی ی تنگ
و به دنبال هوای سبز و خرسند بهار پوییدن
پس از آن یخبندان
من تو را یافته ام....
در تمنای پر از عشق گل ماهی ها
سر هفت سین دل سبز بهار
پر ز احساس دوباره زیستن
پس از آن ماه های سرد و ابری وسیاه
من تورا یافته ام.....
از همان رود پر از خواهش جاری بودن
زندگی را ساختن
پس از آن معبر سخت
پس از آن بستر پر سنگ و کلاخ
شور دریا داشتن
در حضور رود ها
من تو را یافته ام.....
تو همان عطر بهاری
تو همان غنچه ی یاس
تو سرا پا احساس
تو پر از زمزمه ی پیوستن
.....من ولی پر ز تمنا و نیاز
تو سراسر عشقی
تو نماد بودن........ ماندن ها
من تو را خواسته ام
سال هاست که به دنبال حضور سُرخت
کوچه ها می گردم
من تو را خواسته ام.....
تو یعنی از سبد خاطره ها سیب سُرخی چیدن
تو یعنی عشق دوباره
احساس......
تو یعنی ما بودن
تو همان موهبت بکر خدایی
تویی آن نیمه ی نا پیدایم
و تو را بالاخره یافته ام......
ای امیدم
تو همان نیمه ی گمشده ی روح و تنم
تو یعنی زندگی ما جاریست.......
و تو را بالاخره یافته ام......
+ نوشته شده در دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 16:25  توسط الهه ی دریایی
|
یکی هست تو قلبم که هر شب به امید صبحی تازه که با سلام و صبح بخیر اون بیدار میشم
یکی هست که اگه نبود نمی دونستم میتونم به کسی دل ببندم یا نه
و هستی عزیزم
تو
شاید روزی که همه ی اینا رو بهت هدیه کنم حتی باورت هم نشه که اینا رو من نوشتم فقط واسه تو
دیشب تو فکر این بودم که نکنه دارم خواب می بینم
نکنه فقط همه ی اینا خواب باشه
این همه آرامش
هر روز خدارو به خاطر دادن تو به من و داشتن همیشگیت شکر می کنم
وقتی دیشب گفتی تو هم ازین که خدا منو بهت داده ممنونی بیشتر احساس خوشبختی کردم
عزیزم
همه ی اینا رو می نویسم و روزی بهت هدیه میکنم که تو در اوج قلبم هستی
هر وقت دارم واست می نویسم زنگ می زنی
اِ اِ اِ تو از کجا می فهمی دارم واست حرفای خوشگل میزنم؟
دلت بد جوری اتوبان کشیده به دل من ها!
همدم من و یار همیشگیم فعلا
+ نوشته شده در دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 15:14  توسط الهه ی دریایی
|
من همان دختر فانوس به دست
که به زیر مهتاب
عطش حادثه را می جوید
و به کنکاش فضا می تازد
سوی پهلوی بهار
در فضای سرد و مرطوب درختان انار
سر به آغوش پر از مهر تو من می بازم
مملو از دلهره ی عشق عجیب
گل سرخی به تمنای وجودت اینجا
بر سر قاصدکم می سازم
بذری از عشق کنار گور نمناک دلم می کارم
با طمانینه به مهر
عشق سرشار ز من
من همان دختر فانوس به دست
عشق سرشار ز تو
پسر شهر امید ساکن شهر وفا
ضربان ابدیت به بلندای سپهر
و ز ژرفای دل خون بهار
ابری و سرد فقط می بارم
تا ثمر بنشانم بذرم را
که اگر فردا ها عمری بود
سایه ی سبز درخت نوپا
مرهمی باشد هُرم سوزان نفس هایم را
+ نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 12:49  توسط الهه ی دریایی
|
سلام دوستان
اومدم.این بار متفاوت.با دست پر.یه دنیا هیجان و عشق.به زودی وبلاگ جدیدمو معرفی می کنم.
دلم دریاست
خدا اقیانوس را به من هدیه کرد
راست گفتن قدیمی ها
از هر دست بدی از همون دست می گیری
خدایا روزی ۱۰۰هزار بار سجده ی شکر شکر شکر
ممنون از این هدیه ی الهی
خوشبختی چه طعم شیرینی دارد
عزیز دلم از تو هم ممنون
تو فرشته ای
هدیه ای که خدا فقط دوست داشت به من عطا کند
دوستت دارم یه دنیا فراتر از چیزی که تو فکرش را بکنی
خدایا شکر شکر شکر
+ نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 12:29  توسط الهه ی دریایی
|
SALAM
SALAM BE DOOSTANE DIROOZO EMROOZE VEBLOGAM
HAMEYE MATNAYE GHASHANGAMO PAS MIGIRAM CHON OONA RO VASE KASI NEVESHTE BOODAM KE LIAGHAT NADASHT
MATNAYE KHOSHGELTARI MIKHAM BENEVISAM PORAZ OMID ESHGH VA ZENDEGI
FAGHAT YEKAM SARAM SHOLOGHE
KHALVAT TAR KE BESHE HATMAN MIAM PISHETOON BA DASTE POR
MONTEZERE COMMENTATOON HASTAM
DOOSETOON DARAM
FELAN
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 آذر1389ساعت 18:13  توسط الهه ی دریایی
|
دوست داشتن یعنی بودنم در کنار بودنت
ممنون که به دنیایم پا گذاشتی و ماندنی شدی
.
.
.
سلامی از پس یک وقفه ی نمناک و طولانی
سلامی پر ز عشق و لمس احساسات طوفانی
برای حس ژرفای تمام روزهای ابر و بارانی
پر از احساس شبنم بر تن گلبرگ پژمرده
و سرشار از نسیم سرد پاییزی
کسی که عمق و ژرفای دلٍ تنگش
به قدر بوسه ی موج است بر لبان ساحل دریا
منی که لحظه هایم از تو پر رنگ است
سرورم از تو مسرور است
و عشقم
با تو پر معنا
با تو پر لبخند
و ژرفای غرورم با تو بی پایان
منی که ثانیه های تلخ و شیرینم
پر از خواهش های با تو بودن
با تو ماندن هاست
برایت هدیه ای دارم
به طول وسعت کوچ پرستو ها
به عمق آبی دریا
به عرض آغوش کبوتر های عاشق پیشه ی چشمان معصومی
که تنها با تو می خندد
و تو
آری
تویی تنها ترین آغاز و پایانش.......!!
تقدیم به صاحب همیشگی دلم
کسی که زندگی را به من هدیه کرد
امیدم را
دنیایم را
دوست داشتنی ترینم با تو تا ابد خواهم ماند
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 14:4  توسط الهه ی دریایی
|
کاش دنیا قد وسعت قلب من و تو بود نه یک وجب خاک
کاش رنگ نمی باخت هرچه بود و نبود
کاش اشک تنها راه سبک شدن بود نه انتقام
کاش ارتفاع آرزو هایمان اینقدر پایین نبود
کاش می شد هر وقت که از سختی ها لبریز شدیم مرگ را بوسید
نه در انتظار تقدیر ماند و پوسید
تو کجا بودی آنهنگام که لحظه لحظه هایم تو را از ذره ذره ی وجودم صدا می زد تا این ای کاش ها را تو پاسخش باشی؟
و......
و کاش تو بودی
کاش بودی آن وقت ها که بیش از هر زمانی نبودنت عذابم می داد
و حال که آمدی بمان
بمان و
نگذار دوباره جای خالیت حس شود
این بار تنهایی برایم مرگ است!
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 16:46  توسط الهه ی دریایی
|
سپندارمذگان يا روز عشق
بزرگترين حركت فرهنگي سال ايران متمدن
چرا بیگانگان عيدهاي ما را تعيين ميكنند؟
چرا آنها ليلي و مجنون شما را نميشناسند؟
چرا قبل از تاريخ خودتان ميرويد تاريخ ديگران را ميخوانيد؟
چرا فكر ميكنيد اگر روز ولنتاين خارجي ها جشن بگيريد با كلاس ديده ميشويد؟!!
مگر خودتان اراده نداريد؟
چرا آنها با تاريخ شما به معشوقه هاشان هديه نميدهند
واقعا كه.
اينارو ما اول بين دوستامون به خودمون گفتيم و سخت درمانديم در كار خودمان و نادم شديم بسي.بعد راهي چاره مندي گشتيم.بعد قرار شد به تاريخمان رجوع كنيم .
يك دوستي زحمت كشيدند تحقيق كردند و فرمودند آقا 5 اسفند اوستايي يا همان 29 بهمن تقويم امروزي برابر روز سپندارمذگان يا روز عشقه. پس يك حركتي از خود نشان دهيد و حداقل در اين مورد به استقلال فرهنگي برسيد .قربان همگيتان.
عزیزان فرهنگ متمدن ایران زمین فکر همه چی رو کرده . چون ایران از قدیم سرزمین عشق و محبت نام گرفته و همونطور هم که می بینید یه روز خاص برای بزرگداشت این عشق در تقویمش نهاده شده .
اصلا هر كسي موافقه از بچه هاي تبريز ۲۹ بهمن ساعت ۱۲ ظهر بیایند پارک مقبره الشعرا تبریز . بچه هاي شهرهاي ديگر هم يك جايي را تعيين كنند براي خودشان
فلسفه ی دو روز ولینتاین و سپندارمذگان
ولنتاين چيست؟
ولنتاين يا والنتينوس نام کشيکي است رومي که در قرن سوم ميلادي در روم و در دوران فرمانروايي کلوديوس دوم زندگي ميکرد.کلوديوس فرمانروايي سخت گير،بي رحم و قاطع بود و از آنجايي که ازدواج را باعث عدم خوب جنگيدن سربازان رومي مي دانست،ازدواج را براي سربازان قدغن اعلام کرده بود.به خاطر همين سخت گيري کلوديوس کسي در آن زمان جرات جاري کردن عقد و کمک به ازدواج سربازان را نداشت، جزء والنتينوس کشيک.والنتينوس کشيک به خاطر کمک به سربازان براي ازدواج دستگير شده و در زندان خود عاشق دختر زندانبان ميشود....در نهايت والنتينوس به خاطر کمکهايش اعدام شده و جان خود را فداي عشق مي نمايد.و از آن روز ولنتاين به سرفصل تقويم عاشقان تبديل مي شود.
ولي آيا روز عشق و عاشقان ايراني هم ولنتاين است؟
اگر نيم نگاهي به تاريخ باستاني کهن سرزمينمان داشته باشيم ، متوجه خواهيم شد پدران و مادران ما 20قرن از ميلاد مسيح و به عبارتي 23 قرن قبل از تولد ولنتاين در روم ، روز 5اسفند (29 بهمن امروز?) را که سپندارمذگان(اسفندارمذگان) ناميده مي شد ،به عنوان روز عشق و عاشقان جشن ميگرفتند.
حال فلسفه اين روز چيست؟
در دوران ايران باستان ،ايرانيان هر سال را به 12 ماه که هر ماه دقيقا 30 روز بود تقسيم ميکردند.که علاوه بر ماه ها،هر يک از روزهاي ماه نيز داراي اسم مشخص بودند.براي مثال روز اول هر ماه به نام "اهورامزدا" روز خدا ناميده مي شد.روز دوم روز "بهمن" به مفهوم سلامت و انديشه که از صفات خداوندي است ، روز سوم به نام "ارديبهشت" به معناي بهترين پاکي و راستي ، روز چهارم روز"شهريور" روز فرمانروايي و روز پنجم به نام "سپندارمذ" بوده است.سپندارمذ صفت ملي زمين است.يعني گستراننده،فروتن ، مقدس.زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مينگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، مهرگان لقب ميگرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان ميگرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه ميدادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
آري اين عظمت تاريخ ايران است.عظمتي که کمتر ملتي از آن بر خوردار است.ولي افسوس و صد افسوس که وقتي از يک جوان ايراني امروزي مي پرسي روز عشق چه روزي است،باافتخار !! جواب مي دهد:ولنتاين.آري ، اين نشان حقارت و ذلالت ما وارثان ايران هست که بدون توجه به تاريخ پرشکوه خود تاريخ بيگانگان را اسوه و الگوي خود قرار ميدهيم و بر تاريخ چندهزار ساله خود پشت پا ميزنيم.
اينک که دريافتيم روز عشق ما ما روزي غير از ولنتاين غربيان است.بياييد 26 بهمن را فراموش کنيم و بر صفحه 29 بهمن تقويم ايرانيمان بنويسيم درود بر عاشقان ايراني.درود بر سپندارمذ.واژه سپندارمزد در اوستا سپنته آرمئيتي آمده است و به چم ( معني) فروتني و بردباري که خاص مادران است به کار آمده.
از آنجايي که در ايران باستان سال به 12 ماه مساوي تقسيم ميشد و پنج روز انتهاي سال جز ماههاي سال به حساب نميامندند مي توان به اين نتيجه رسيد:
روز سپندارمذگان ،29 بهمن ,روز عشق ايرانيان از هم اکنون بر زيبا دلان خجسته باد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 21:3  توسط الهه ی دریایی
|
لحظه لحظه در ترانه هایم کمرنگ می شوی
و بی آنکه بدانی در دور دست خاطرم گم می شوی
آنکه در کلبه ی دلم تنها مالک بود
حال
مسافری غریب به نظر می رسد
او که من می شناختم این ناشناس شکسته درآیینه نبود
همانی باش که بودی
صاحب دلم باش نه مسافری به شهر دور
+ نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 0:43  توسط الهه ی دریایی
|